اولین روز زندگی آرامیس
آرامیس کوچولو دهانش بازه چون گرسنشه، مامان جون داره تخت منو در حالیکه از درد حتی نمی تونستم تو جایم بچرخم، میاره بالا تا به عزیز دلم شیر بدم. ...

بابا کامران
اولین روز زندگی آرامیس